آتش بس...

دیشب با آقای همسر نشستیم به تماشای فیلم "آتش بس 2". یه فیلم فانتزی خوش و آب و رنگ و آموزشی گونه. همسرجان که همون ده دقیقه ی اول خوابشون برد و خر و پفشون هوا بود. من اما بدم نیومد. سه چهارتا نکته ی کلی بسیار مفید و کاربردی در روابط زن و شوهری رو نشون میداد که اگه بتونیم رعایت کنیم و در مواقع بحرانی و حساس بکار ببریم، که صد البته در اونجور مواقع آدم کنترل چندانی روی رفتارش نداره متأسفانه، خیلی خوبه. به جز اون نکات آموزشی، فیلم زیادی تخیلی بود و از زندگی های واقعی به دور بود یا لااقل به انگشت شماری از زندگی های واقعی شبیه بود. اون همه روشنفکری! و اپن مایندی! و رنگ و لعاب! و بحث و دعوا و یک به دو کردن در نهایت حوصله و شوخی و آرامش که آخر همشون هم به خیر و خوشی ختم بشه! بعیده والا. به هرحال. یادم افتاد که میترا حجار رو در زمانهای نه چندان دور چقدر دوست داشتم و بازیگر مورد علاقه ی من بود و چقدر فیلم مشترک با محمدرضا فروتن داشتن، و اینکه خانم میلانی کارگردان فیلم، فیلمساز مورد علاقه ی من نیستند...

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
زردالو

آقای شوهر وقتی ما خارجه بودیم اینو رفته بود سینما دیده بود و میگفت خیلی از مسائلش مسائل ماست [نیشخند] دیگه ببین ما چه زندگی تخیلی داریم :)) البته تهمینه میلانی رو من بسیار دوست میدارم [زبان] سوپر استار و دو زن جزء فیلمای تاپن تو لیست من.

سمیه

من آتش بس2 رو ندیدم اما درمورد آتش بس1 دقیقاً همین نظر رو دارم یعنی نه فضای زندگیها واقعی به نظر می رسید و نه دعواها البته کلاً برای سرگرمی فیلم خوبی بود اما این شعارهای قلنبه سلنبه آموزشی بودن و روانشناختی بودن و... به فیلم نمی چسبه فقط برای سرگرم شدن میشه دید