رفتن، یا نرفتن؟ مسئله این است...

چند شب پیش عروسی یکی از آقایون محترم همکار بود. به همه پرسنل کارت داده بود و همه رو دعوت کرده بود. روز قبلش بچه ها هی میریم نمیریم و بریم نریم میکردن و هرکس نظری داشت و دلیلی میاورد. من خودم که خیلی دلم میخواست برم اما بنا به دلایلی آقای همسر مخالفت کرد و نشد که شرکت کنیم. فردای عروسی اومدیم و دیدیم که هیچ کس نرفته و از حدود بیست، سی نفری که دعوت بودن فقط دو سه تا آقا اونم از مدیران شرکت در مراسم حضور پیدا کرده بودن. امروز آقای داماد اومدن شرکت و دلخوری و ناراحتی ناشی از عدم حضور همکاران در مراسم عروسی کاملا در چهره و رفتارشون پیداست. من بهش حق میدم و خیلی هم ناراحت شدم از دیدن این وضعیت. یاد عروسی خودم افتادم که چقدر دلم میخواست و برام مهم بود همه کسانی که دعوت کردیم بیان و از دیدن هرکدومشون در سالن چقدر خوشحال میشدم. واقعیت اینه که وقتی آدم رو برای حضور در مراسمی دعوت میکنن و چه بسا کارت هم میدن، برای آدم ارزش قائل میشن و احترام میذارن و انتظار دارن و روی حضورش حساب میکنن، و درستش اینه که آدم به هرقیمتی شده ولو برای مدتی کوتاه بره و در مراسم حاضر بشه، یه جورایی وظیفه و احترام متقابل هستش. و اگر مشکلی باشه و واقعا نشه رفت به اون مراسم باید قبلش اطلاع رسانی و تشکر و عذرخواهی بشه. الان دچار عذاب وجدان هستم من...

 

/ 3 نظر / 43 بازدید
شبنم

راست می گی. مخصوصا که رو تعداد مهمونی که دعوت کردن حساب می کنن و کلی خرج می کنن.

ناهید

باید میرفتین حیف شده. ولی خدایی عروسی تو همه اومدنا.

ناهید

تو بی نظیری خواهر خوبم[قلب]