از دورویی ها...

محل کار من مسخره ترین جای دنیاست. از این نظر که یک روز دو نفر روبروی هم می ایستند و رکیک ترین فحش های عالم را به هم میدهند و نفرت و کینه در وجودشان موج میزند، و شروع میکنند به تخریب یکدیگر پیش بقیه، غیبت و تهمت و بدگویی و اسرار مگو را فاش کردن، بعد فردا صبح میایی می بینی خوش و خرم مشغول خوردن صبحانه ی کاری باهم هستند و برای هم لقمه میگیرند و نیششان تا بناگوش باز است و مهر و محبت میانشان بیداد میکند و قلب است که بینشان هوا میرود. من از این دورویی ها بیزارم. و چه بسیار شده اند آدم های دورو. شاید برای همین است که تنهایی خودم را عاشقانه دوست دارم... 

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
شاسوسا

موافقم بسیار‘عین محل کار من

آبانه

آخ گفتییییییی از بس مردم بی حیا شدن. تو دعوا همه چی میگن و انقد وقیحن که بعدش با هم جیجی باجی میشن[ناراحت]

مریم

من هم چنین وضعیتی را تجربه کردم فکر کنم این رفتارها را باید به حساب تفاوت زن ومردها دانست. چون من نمی توانم همزمان که از کسی دلخور وناراحتم به او لبخند بزنم بلکه به سرعت طرف را از زندگیم حذف میکنم...

نگار

دقیقا محیط اداره ها اینجوره