نهنگ عنبر...

دیشب به همراه آقای همسر رفتیم سینما فیلم "نهنگ عنبر" سامان مقدم رو تماشا کردیم. خیلی مفرح و خنده دار بود و من خیلی دوست داشتم. بازی رضا عطاران و مهناز افشار عالی بود. داستان درمورد زندگی ارژنگ، مردی 50 ساله (با بازی رضا عطاران) بود که دوره های مختلف زندگیش و اتفاقاتی که از سر گذرونده و شرح شکست عشقی پی در پی اش با رویا (مهناز افشار) رو نشون میداد. گریم دوره های مختلف کودکی و نوجوانی و جوانی بازیگرها و صحنه پردازی و انتخاب لباس و موسیقی فیلم خیلی خوب بود و نقطه ی قوت فیلم بود و دقیقا آدم رو میبرد به گذشته ها و خاطرات دور. خلاصه که کلی خندیدیم و خوش گذشت. 

یک نکته: در پردیس های سینمایی معروف و سالن های بزرگ و مطرح فیلم دیدن خیلی فرق میکنه تا در یک سالن سینمای محلی و کوچیک، اونم در روز سه شنبه که بلیت نیمه بهاست. در این شرایط سینما پر از بچه های کوچیکه که دست در دست خانواده و البته کیسه های بزرگی از چیپس و پفک و تنقلات پر سر و صدا در درست دیگه اومدن و همینکه نشستن در کیسه هارو باز میکنن و شروع میکن به خوردن و جویدن و خرت و خورت کردن و رفت و آمد دائم بچه ها از جلوی آدم جزو صحنه های کاملا عادی دراین سالنهاست. و اتفاق جدیدی که دیشب برای ما افتاد این بود که دختر بچه ی کوچولوی خانواده ای که در ردیف پشت ما نشسته بودن ایستاده بود و سرش رو دقیقا از وسط صندلی من و آقای همسر آورده بود بین صورت ما و داشت همزمان که فیلم می دید چیپس می جوید و شعر هم میخوند برای خودش. من البته ایرادی به این وضعیت نمیگیرم. چرا که مردم با همین وضعیت هم که به سینما برن و فیلم ببینن جای خوشحالیه و خانواده ها هم کاملا حق دارن دور هم برن سینما و لذت ببرن. اگر کسی مثل من حساسه که در شرایط ساکت و آروم فیلم ببینه و حتی یک صحنه و یک دیالوگ رو هم از دست نده بهتره بره سینماهای آرومتر... 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤

دو...

نویسنده و کارگردان که سهیلا گلستانی باشد و تهیه کننده پرویز پرستویی، فیلم "دو" از آب در می آید. دویی که اشاره به دو خط موازی دارد، همانها که هیچگاه به هم نمی رسند. اینکه رابطه ی خانم گلستانی و آقای پرستویی بعد از چهار بار همبازیگری در فیلم های "امروز"، "میهمان داریم"، "ضد نور" و "بیداری برای سه روز" به تهیه کنندگی و کارگردانی برسد هم در نوع خودش جالب توجه است. آقای پرستویی که گفته هرگز دغدغه ی تهیه کنندگی نداشته و نوع نگاه خانم گلستانی به موضوع، ترغیبش کرده برای تهیه کنندگی. فیلم "دو" اما بسیار شلوغ است. سرد و تیره و پر از باران. بارانی تند که از ابتدا تا انتهای فیلم یکریز می بارد. تم اصلی فیلم به گفته ی خانم کارگردان فقدان است و همزیستی ناگزیر و شعار فیلم، بهای هر لحظه وجد را با رنج درون باید پرداخت. من فیلم "دو" را دوست داشتم و بازی خانم مهتاب نصیرپور و پرویز پرستویی هم دوست داشتنی بود مثل همیشه...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳

عصر یخبندان...

اولین فیلمی که امسال در جشنواره فجر دیدم، از نظر خیلی ها بهترین فیلم جشنواره ست. "عصر یخبندان". منم خیلی دوستش داشتم، هیجان انگیز بود و پر از غافلگیری. تمام بدیها و سیاهی ها و پلیدیهای جامعه ی امروز در این فیلم جمع بود و بی پرده به تصویر کشیده شده بود. اونقدر که من به شخصه بعید می دونم اجازه بدن این فیلم به اکران عمومی دربیاد مگر با حذف و اضافات و تغییرات بسیار. و متأسف میشم وقتی فکر میکنم حتما این بدیها انقدر در جامعه زیاد و فراگیر شده که به همین راحتی فیلمش رو میسازن. بازیها هم خیلی خوب بود بویژه مهتاب کرامتی... 

 

 

همینجوری نوشت 1: چجوری میشه آدم هرچند وقت یکبار بره وبلاگهای مختلف دوستان و پستهای جدیدشون رو بخونه و گاهی نظری هم بذاره اونوقت بعدا یادش باشه که واسه کدوم پست از کدوم وبلاگ چه نظری گذاشته تا دوباره برگرده بره جواب احتمالی نویسنده ی وبلاگ رو بخونه؟! من هرکاری میکنم یادم نمیمونه متفکر

همینجوری نوشت 2: اصلا دلم نمیخواد پستی مشابه پست قبلی بذارم توو وبلاگم. زمان میگذره و حال من مثل همیشه خوب میشه و فقط اون پست مملو از انرژی منفی مثل لکه ی ننگی بر پیکره ی وبلاگ من نقش میبنده. چه میشه کرد، در اون لحظه نوشتن همون یکی دو خط کمی آرومم میکنه. شما ندیده و نخونده بگیرید قهر

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳

من و اینهمه خوشبختی...

وقتی که از خزانه ی غیب کلی بلیت جشنواره به دستم می رسه هورا

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها: سی نما

حاتمی کیا، عطاران...

یکشنبه شب مراسمی تحت عنوان اختتامیه جشنواره فیلم فجر در مشهد برگزار شده، اخبار داشت گوشه هایی از این مراسم و البته حرفهای آقای حاتمی کیا رو نشون میداد که گفتن: "من ادب سربازی را دارم که در میدان مین حرکت می کند اما دوران دورانی است که باید بر فرش قرمز حرکت کرد" و من ناخود آگاه یاد رضا عطاران و فیلمش ردکارپت و حرفهایی که در نشست خبری فیلم طبقه ی حساس داشته افتادم که حاضر است برای خندان مردم چه کارها که بکند...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢
تگ ها: سی نما

فصل فراموشی فریبا...

برای دیشب بلیت جشنواره داشتیم. فیلم "فصل فراموشی فریبا" رو دیدیم. کارگردانش بهمن رافعی بود و امین زندگانی و ساره بیات هم نقشهای اصلی رو داشتن. (داستان لو میرود!) داستان زنی با گذشته ای منفی که شوهرش به شدت حساس و غیرتیه تا حدی که درو روش قفل میکنه. اما با تصادف شوهر، زن مجبور میشه روی وانت درب و داغونشون کار کنه تا پول اجاره و قسط و دوا و درمون شوهرش رو دربیاره. اما در نهایت خانواده ی شوهر که از ابتدا با این ازدواج به شدت مخالف بودن پسرشون رو میبرن و زن با وجود تمام تلاشی که برای سرپا نگهداشتن زندگیش انجام میده شکست میخوره و به راه منفی گذشته برمیگرده.

فیلم یه جاهایی زیادی کشدار شده بود، مثلا صحنه های رانندگی فریبا توو خیابونا و مسافر زدن هاش، یا صحنه های دعوا و کتک کاریش با خواهر و مادر همسرش. به هرحال نسخه ی جشنواره ای بود و مسلما چیزی که نهایی بشه و توو سینماها اکران بشه شسته رفته تر از این خواهد بود...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢

شمارش معکوس تا آغاز جشنواره سی و دوم...

به روزهای هیجان انگیز جشنواره فیلم فجر نزدیک میشیم. فهرست فیلمها هم مشخص شده و من بی تاب و بی قرار تماشای تک تکشون هستم. اسامی کارگردانا و بازیگرا عالیه، امسال تمام خوبها هستن، هرسال فیلمهای بهتری می بینیم که این باعث خوشحالیه. پیش فروش اینترنتی بلیت بصورت بسته های یازده تایی از صبح روز دوشنبه 30 دی ماه آغاز میشه که اگه میشد و زمان داشتم حتما میخریدم. البته از اونجایی که پدر شوهر عزیز از اصحاب رسانه هستن و هرسال کلی سهمیه بلیت دارن یه تعدادی به ما میرسه تا دو سه تا از فیلمها رو بتونیم تماشا کنیم و لذت ببریم. این پست هم به افتخار فیلم، سرگرمی محبوب من...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٢

ده نمکی معراجی ها را به معراج فرستاد...

در حد یک خبر چند ثانیه ای:

صبح دیروز 5 نفر از عوامل سینمای ایران بر اثر انفجار سر صحنه فیلم برداری فیلم "معراجی ها" ی مسعود ده نمکی در شهرک سینمایی دفاع مقدس کشته شدند.

و خبر بعدی...

به همین سادگی! بنده به شخصه امیدوارم آقای ده نمکی چهار گوشه زمین شهرک سینمایی رو ببوسه و پرونده ی فیلم سازی رو دیگه ببنده بذاره کنار و به جوونی بازیگرا و عوامل سینمای این مملکت و به قلب ضعیف ما رحم کنه. والاااا، با این فیلماشون...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٢
تگ ها: سی نما

پوستر فیلم...

طراحی پوستر فیلم هم مثل جلد کتاب از علاقمندی های منه و همیشه به پوستر فیلمها نگاه ویژه ای دارم. معمولا سعی میکنم فیلم کاور دار بخرم و اگه نداشت یا برای فیلمی که خودم دانلود کردم کاورش رو پرینت رنگی میگیرم تا آرشیوم کامل و بی نقص باشه. به نظر من طراح پوستر فیلم به خاطر پونه از پوستر فیلم پرستیژ الهام گرفته...

 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢
تگ ها: فیلم ، سی نما

دهلیز...

پنجشنبه شب رفتیم سینما سپیده و فیلم دهلیز رو دیدیم. من خیلی خیلی خوشم اومد. بازی محمدرضا شیرخانلو شاهکار بود و همه عاشقش شده بودن. رضا عطاران این نقش جدی و مغموم رو خیلی خوب بازی کرده بود و هانیه توسلی هم که خوب بود مثل همیشه. قابل تأمل تر از همه کارگردانی حرفه ای بهروز شعیبی جوان بود که امیدوارم و مطمئنم در آینده فیلمای خوبی ازش خواهیم دید. بعد از مدتها که پای فیلمی گریه نکرده بودم این فیلم در دو سه صحنه تونست اشک منو دربیاره علی الخصوص اونجایی که همه برای گرفتن رضایت به در خونه ی مقتول می رفتن اما این حس به ببیننده منتقل می شد که انگار برای مراسم اعدام به زندان میرن. و نیما معتقد بود خوبه هرکس نیاز به رضایت گرفتن داره بیاد این پسر بچه رو با خودش ببره، حتما جواب میگیره. راست میگفت به نظرم...

 

پ.ن: سینما سپیده واقع در خیابون انقلاب، تقاطع وصال با درجه کیفی ممتاز سینمای خوبیه که بلیتش همه روزه و نه فقط سه شنبه ها نیم بهاست.

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢

پل چوبی...

دیشب با نیما رفتیم سینما فیلم پل چوبی مهدی کرم پور رو دیدیم. خیلی قشنگ بود و من بسیار دوست داشتم هرچند که خیلی از فیلم بین های حرفه ای چندان نپسندیده بودن و نقد زیادی بهش شده بوده ظاهرا. پر از دیالوگ های قشنگ بود. یه جاهایی فیلم به خط قرمزها نزدیک شده بود و به نظرم دلیل اکران با تأخیرش هم همین بوده. داستان تکراری زن و شوهر به ظاهر خوشبختی که در یه برهه از زندگی مشترک (در این مورد بعد از ده سال) به حال و هوای عشق های قدیمشون میافتن و ماجراهایی خلق میکنن. در اینجا مقصر اصلی مرد داستان، امیر، بود. شاید کلیت فیلم جای انتقاد داشته باشه ولی من از تکه تکه یا به قولی سکانس به سکانسش لذت بردم. بازی هدیه تهرانی رو مثل همیشه دوست نداشتم، با اون طرز شال پیچیدن و اون کیف کج انداختن همیشگی. و  بهرام رادان و مهران مدیری و مهناز افشار و فرهاد اصلانی هم خوب بازی کرده بودن...

 

پی نوشت: عشق یعنی حالت خوب باشه، و من حالم خوبه...

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢

تهران 1500...

دوستی لطف کرد و بلیت مهمان فیلم تهران 1500 رو به ما داد. از این بلیتایی که باهاش دونفر میتونن فقط یه بلیت بخرن و فیلمو تماشا کنن، من و آقای همسر هم از فرصت استفاده کردیم و بعد از مدت ها رفتیم سینما. آخه این چی بود، موضوعش خیلی پرت و پلا و بی سر و ته و  مسخره بود. اینا که زحمت کشیدن و کلی هزینه کردن و وقت گذاشتن و به اصطلاح اولین فیلم انیمیشن ایرانی رو درست کردن کاش یه کم هم به داستان فیلم اهمیت میدادن و یه داستان سر و ته دار انتخاب می کردن. باعث تأسفه. حیف وقت...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: سی نما

اختتامیه جشنواره...

جشنواره فیلم سی و یکم هم بلاخره تموم شد و اختتامیه رو از شبکه نمایش تماشا کردم. هانیه توسلی عزیزم بهترین بازیگر زن شد. شهاب حسینی حتی جزو کاندیداها هم نبود. و فیلم حوض نقاشی هم کاندیداهای زیادی نداشت برخلاف انتظار من. نکته جالب برام رامبد جوان بود که بهترین بازیگر مکمل مرد شد. مجری آقای شهیدی خیلی مسلط و خوب برنامه رو اجرا کرد. از نکات بسیار جالب توجه دیگه این بود که خانومها رو از نزدیک نشون نمیدادن و با دورترین دوربین ممکن صحنه جایزه دادن و جایزه گرفتن خانومارو گرفته بودن که علتش روهم نفهمیدم چون تا اونجا که پیدا بود کسی بدحجاب نبود و منعی از نظر پخش تصویر خانوما حس نمی شد. و اما هیئت داوران بیانیه ای خوندن و خیلی شاکی بودن از دست مردم که با سینما قهر هستن و استقبال نمیکنن از فیلمها و دلایلی رو ذکر کردن که جا داشت به افزایش قیمت بلیت سینما در این شرایط اقتصادی مردم و اینکه به فاصله زمانی کمی بعد از اکران، فیلمها به شبکه نمایش خانگی میان و با کیفیت عالی و قیمت مناسب در دسترس همه قرار میگیرن هم اشاره میکردن. به هر حال، این نیز بگذرد...

 

  

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها: سی نما

جشنواره سی و یکم فیلم فجر...

دیروز افتتاحیه ی جشنواره ی فیلم فجر بود در تالار وحدت. محمد سلوکی که بنظرم مجری خوب و مسلطی بوده همیشه، دیشب مجری بود ولی اصلا تسلط نداشت و انتخاب مناسبی بنظر نمیومد. و نمیدونم چرا انقدر مراسم غمگین بود و سنگین. رنگ دکور تیره و دلگیر، موزیکا همه غمگین. یه جا که داشتن از جهانگیر الماسی تقدیر میکردن انقدر عکسای سیاه و سفید و محزون ازش نشون دادن و یه آهنگ فوق العاده غمدار و یکی اونطرف داشت نی میزد که فقط آدم اشکش در نمیومد و انگار که بنده خدا مرده! خلاصه در اوج بی سلیقگی برگزار شد. خدا آخر و عاقبت فیلمای امسال و مراسم اختتامیه رو ختم به خیر کنه...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها: سی نما

جایزه اسکار برای جدایی نادر از سیمین، برای اصغر فرهادی، برای ایران...

این روزا همه جا صحبت از موفقیت فیلم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی در آکادمی اسکار 2012 هستش و همه حتی اونایی که اصلا علاقه ای به دنیای فیلم و فیلم بینی و اینها ندارن یه جورایی شادن و احساس غرور و افتخار میکنن. واقعیت مطلب اینه که کار بزرگی انجام شده و برای هنر کشورمون اتفاق بزرگی افتاده. اتقاقی که تا حالا سابقه نداشته و شاید از این به بعد هم دیگه هرگز تکرار نشه. و شایسته ست که قدردان این افتخار آفرینی باشیم و از دست اندرکاران این فیلم تقدیر شایسته بعمل بیاریم. باشد که رستگار شویم...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها: سی نما

بلیت جشنواره ی فیلم فجر گیر کیا میاد؟؟؟

جشنواره فیلم فجر نزدیکه. عاشقای سینما خوشحالن و سر از پا نمیشناسن و آماده شدن تا ده روز شلوغ و پرهیجان رو پشت سر بذارن. من که آخرشم نفهمیدم بلیت فیلمهای خوب و با ارزش جشنواره گیر کیا میاد و اصلا کجا توزیع میشه و اونایی که مثل ما پارتی و پول و باقی بندهای پ رو ندارن ولی دوست دارن حداقل یکی از فیلمهای معتبر رو تو روزای جشنواره رو پرده ی سینما تماشا کنن باید چیکار کنن و کجا مراجعه کنن. البته انتظار بیهوده ایه چون اینجا که ما هستیم، همه ی چیزای خوب مال از ما بهترونه...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها: سی نما

به افتخار جدایی نادر از سیمین، اصغر فرهادی، ایران...

خیلی خوشحال شدم که فیلم جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم خارجی فستیوال golden globe 2012 رو برنده شد. تبریک به اصغر فرهادی و تیم خوبش بخاطر این موفقیت و این فیلم زیبا و افتخار آفرین که اسم ایران رو در این صحنه بین المللی به میون آورد و باعث غرور و افتخار ما ایرانیا شد. با آرزوی موفقیت برای این فیلم و این کارگردان در جشنواره اسکار...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠
تگ ها: سی نما