خدایا صبرم عطا کن...

دلم میسوزه واسه اونایی که با خیال خودشون سرخوشن. یه موضوعی رو به غلط واسه خودشون درست جلوه میدن و باورشون میشه که حقیقت همونه. و تازه سعی میکنن به دیگران هم بقبولونن که حرفشون درسته. و با این فکر در اوج خوش خیالی و لذت سرشون رو بالا میگیرن و روی ابرها زندگی میکنن در حالیکه واقعیت چیز دیگه ایه. دلم میسوزه واسه اونایی که نمیدونن، و نمیدونن که نمیدونن، و اجازه نمیدن بهشون بگی تا بلکه بدونن، و با این ندونستن خودشون خوشحالن. دلم میسوزه واسه اونایی که حقیقت رو وارونه جلوه میدن تا خودشونو توجیه کنن. دلم میخواد زل بزنم تو چشمشون و فقط نگاه کنم ببینم کِی میخوان خجالت بکشن و بس کنن دیگه. البته بیشتر دلم برای خودم میسوزه که ناچارم میون اینجور آدما زندگی کنم و تحمل کنم و دم نزنم. خیلی خووب گفتن که هرچی کمتر بدونی، راحت تر زندگی می کنی و هرچی کمتر بفهمی دیرتر پیر میشی و کمتر عذاب میکشی.

مخاطب خاص دارد...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها: آدمها