از شیر مرغ، تا جون آدمیزاد...

من معنی واقعی این جمله رو توو جمعه بازار پروانه درک کردم. میدونین کجاست؟ یه پارکینگ طبقاتی به اسم پروانه توو خیابون جمهوری نرسیده به سعدی. از شیر مرغ تا جون آدمیزاد، هرچی که بخوای اونجا پیدا میشه. اولین بار دوست قدیمیم، مولود، منو برد اونجا و واقعا خوشم اومد و عاشقش شدم. دنیائیه واسه خودش. چیزای خیلی قدیمی اونجا پیدا میشه، اسباب و وسایلی که معمولا همه ما توو خونه مادربزرگ پدربزرگامون دیده بودیم اونجا هست و آدم رو حسابی میبره به حال و هوای گذشته ها. مثلا اگه مادربزرگتون یه دست استکان گلدار قدیمی داشته باشه که یه دونش شکسته باشه و هیچ کجا پیدا نشه به راحتی میتونید اونجا پیداش کنید و بخریدش. خلاصه به نظر من از اون جاهاییه که هرکسی قبل از مرگش! حتما باید یه سر اونجا رو دیده باشه و بعد بمیره...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها: یه جاهایی