در مدت معلوم...

فریب این پوستر خوش آب و رنگ و این بازیگران معروف و محبوب را نخورید که فیلم "در مدت معلوم" اصلا ارزش تماشا کردن ندارد. یک سری موضوعات خط قرمزی توی سر کارگردان بوده راجع به ازدواج موقت و مشکلات جوانان در سن بلوغ و این حرفها اما اینکه هدفش از ساختن این فیلم بجز اشاره های بی سر و ته و بی نتیجه به این مفاهیم دقیقا چه بوده مشخص نیست. به هیچ کدام از سوژه ها درست و حسابی پرداخته نشده، مثلا دانشجوهای دختر مجرد دقیقا چه نقشی در داستان داشتند یا مواجهه ی بی توجیه هومن سیدی با ویشکا آسایش در تاکسی یا مردی که در لباس زن کنار خیابان دستفروشی میکند یا سیاسی امنیتی بودن کوچه ی رخصت و آن مأموران اطلاعاتی دلنچسب که جواد عزتی را بازجویی میکنند. کلا من چیز بدرد بخور و دندان گیری از تماشای این فیلم نصیبم نشد و افسوس اکبر عبدی را خوردم که چرا و به چه قیمتی بازی کردن در هر نقش و هر فیلمی را قبول میکند؟! تنها نکته ی جالب این فیلم برای من بازی "علی سلیمانی" در نقش صاحبخانه آن هم در چند سکانس کوتاه بعد از مدتها بود، بازیگری که به شدت پتانسیل اجرای نقشهای کمدی را دارد و بازیش بسیار دلنشین است...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٥

شکاف...

فیلم "شکاف" را دیدم و دوست داشتم. داستان دو زوج، یکی بابک حمیدیان و هانیه توسلی، در نقش پیمان و سارا که با هم خوب هستند و دکتر برای درمان بیماری سارا، بچه دار شدن در اسرع وقت را برایشان تجویز کرده. و دیگری پارسا پیروزفر و سحر دولتشاهی در نقش نسیم و فرهاد، که با هم مشکل دارند و با وجود داشتن یک پسر بچه از هم طلاق میگیرند. داستان به مشکلاتی که در میانه ی این جدایی برای این پسر بچه بوجود می آید و شک و تردیدی که از مشاهده ی این مشکلات برای پیمان و سارا در تصمیم بچه دار شدن ایجاد می شود، می پردازد. 

هانیه توسلی فیلم "شکاف" دوست داشتنی تر از همیشه بود، من هر 4 نفر بازیگر اصلی این فیلم را خیلی دوست داشتم...

 

پی نوشت: علت اینکه این روزها تندتند فیلم می بینم هم این است که سریال "بازی تاج و تخت" را تمام کردم...

  
نویسنده: نیکو ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٥

ناهید...

"ناهید" داستان زندگی زن جوانی است که از شوهرش احمد بخاطر اعتیادش جدا شده و خرج زندگی خود و پسر خردسالش را از راه تایپ پایان نامه های دانشجویی در میاورد. ناهید مهریه اش را بخشیده و در مقابل پسرش را گرفته اما به این شرط که ازدواج نکند، در غیر اینصورت احمد بچه را از او پس خواهد گرفت. ناهید با مردی معقول و مهربان به نام مسعود که همسرش فوت کرده و یک دختر بچه دارد در ارتباط است و به هم علاقمند هستند. مسعود به ناهید پیشنهاد ازدواج داده اما شرط کذایی و علاقه ی ناهید به پسرش مانع از جواب مثبت او میشود. 

ناهید فیلم بی نقصی نبود. مثلا لهجه ی شمالی بر چهره و بازی ساره بیات ننشسته بود، حتی پژمان بازغی هم که مدتی در شمال زندگی کرده نتوانسته بود شخصیت یک مرد شمالی را آنطور که انتظار می رود نشان بدهد. اما من این فیلم را دوست داشتم. ساده و سرراست، بر دل می نشست...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ مهر ۱۳٩٥

بارکد...

فیلم "بارکد" مصطفی کیایی رو دیدم و دوست نداشتم. روایت غیر خطی و از آخر به اول ماجرا که چندان هم خوب از کار در نیامده بود باعث سردرگمی و گیجی بیننده میشد و جذابیت داستان هم از بین می رفت در حالیکه به نظر من اگر داستان فیلم درست و حسابی و از اول به آخر روایت میشد قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم سرگرم کننده و موفق رو داشت. من و آقای همسر که با کلی علاقه نشستیم پای فیلم، رفته رفته ذوق و شوقمون کم شد و یه جورایی به زحمت تا آخر فیلم خودمون رو کشوندیم. "ضد گلوگله" و "عصر یخبندان" آقای کیایی به نظر من فیلم های بهتری بودند تا "بارکد"...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥