اضطراب...

ترس با اضطراب فرق دارد. ترس زمانی است که انسان با خطری خارجی و واقعی مواجه می شود که باعث بروز تفکر و عکس العملی در انسان می شود که لازم و مفید و حیاتی است.

اضطراب نه خارجی بلکه داخلی و نه واقعی بلکه خیالی است و غالبا مربوط به آینده می شود. 

بارزترین علت اضطراب در انسان نارضایتی از خود بویژه نارضایتی از ظاهر، شخصیت و زندگی خود و از آن مهمتر نگرانی و توجه بیمارگونه به نظر و قضاوت دیگران است که بویژه در فرهنگهایی که ملاک برتری افراد در مقایسه شکل گرفته است بروز میکند.

نگرانی انسان از قضاوت و نظر دیگران انسان را از زندگی واقعی به رویا پردازی می رساند و فرد برای کنترل اضطراب خود تلاشی در جهت ظاهر سازی (مانند روی آوردن به تجملات، لباس های گران قیمت، آرایش مو و صورت و...) می کند ولی اضطراب همچنان در جای خود باقی است و به هر شکلی خود را بروز می دهد. این اضطراب زمینه ساز کاهش اعتماد به نفس و نارضایتی از زندگی می شود.

وقتی پای مقایسه با بالاتر از خود پیش بیاید، حتی اگر ما در بهترین شرایط از نظر اقتصادی، بدنی، اجتماعی و توانمندیها هم باشیم به شدت از وضع موجود خودمان ناراضی می شویم و اعتماد به نفس ما پایین میاید.  

موثرترین راه پیشگیری از اضطراب عدم توجه فرد به نظر و قضاوت دیگران و ابراز بی پروای خود است. انسان می بایست خود را با تمامی خصوصیات خوب و بدش بپذیرد و انرژی روانی و درونی خود را بدون توجه به دیگران تخلیه نماید. 

 

از: اینجا

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٥
تگ ها: بدانیم

ماراتن...

دوی ماراتن، یکی از انواع دو های استقامت است که در مسافت زیاد 42/195 کیلومتر برگزار می شود. علت نامگذاری این دو این بوده که پس از خاتمه ی یکی از جنگ های یونان، یک سرباز آتنی آنقدر از پیروزیشان خوشحال می شود که تمام مسافت بین دشت ماراتن (محل جنگ) تا شهر آتن پایتخت یونان را می دود تا مژده ی پیروزی را برساند و وقتی می رسد و خبر را میدهد از شدت خستگی میمیرد. به منظور بزرگداشت این پیام آور پایان جنگ، مسابقات دوی "ماراتن" به عنوان نماد صلح در تمام دنیا برگزار می شود... 

 

 

از اینجا.

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٥
تگ ها: بدانیم ، ورزشی

"ملبورن" دوست نداشتنی...

فیلم "ملبورن" رو دیدم و دوست نداشتم. فیلمی که از اول تا آخر زمان یک ساعت و نیمه اش همه چیز زنگ میخورد، زنگ آیفون، زنگ درب آپارتمان، زنگ تلفن، زنگ موبایل همه ی شخصیت ها، زنگ تماسهای اینترنتی که روی لپ تاپ گرفته می شود، دزدگیر ماشینهایی که بیرون زنگ میخورد، آژیر آمبولانس و خیلی زنگهای دیگر. تنها لوکیشن فیلم هم داخل آپارتمان به هم ریخته ی سارا و امیرعلی است، زوجی که قصد دارند به قصد ادامه ی تحصیل و نه مهاجرت! برای سه، چهار سال به ملبورن سفر کنند و فیلم چند ساعت قبل از رفتن آنها را نمایش میدهد. اما نوزاد همسایه که پرستارش برای مدتی کوتاه نزد آنها به امانت گذاشته بی دلیل میمیرد و ما شاهد واکنش ها و تصمیم ها و عکس العمل های امیر و سارا و پدر و مادر و پرستار نوزاد هستیم. 

کارگردان جوان فیلم تمام تلاش خودش را کرده بود تا کلیت فیلم به سبک و سیاق فیلمهای آقای اصغر فرهادی هرچه شبیه تر باشد، بازیها هم چنگی به دل نمیزد و تکراری به نظر میرسید.

تنها چیزی که از این فیلم برای من جالب و مفید بود و قبلا اطلاعی از آن نداشتم "سندرم مرگ ناگهانی نوزاد در خواب" بود که راجع به آن سرچ کردم و چند مطلب هم خواندم و چیزی هم یاد گرفتم. همین...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٥

جدی است، جدی بگیریم...

ایران آب ندارد، 500 شهر کشور دچار بحران کم آبی است. آب شرب این شهرها به ناچار جیره بندی خواهد شد...

 

طرح از: #پویا_حبیبیان

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥

اینفوگرافیک...

چند سالی هست که با بالا رفتن سن ازدواج در میان دختران و پسران، دختران ایرانی نسبت به گذشته دیرتر مادر می شوند. در حال حاضر زنان 25 تا 29 سال با 31/3 درصد فراوانی بیشتر در این مقطع زمانی برای اولین بار مادر می شوند.

از خبرگزاری شبستان...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٥

دو مطلب کاملا نامربوط به هم...

پیگیری بسیاری از خبرها چیزی جز اتلاف وقت نیست. بسیاری از خبرهای امروز، چند ماه بعد چیزی فراتر از یک زباله نیستند، چه بر روی کاغذ روزنامه و چه در مغز ما.

بر خلاف نگاه نخست، به روز بودن در بسیاری از حوزه ها به هیچ شکل به دانش و نگرش و قدرت تحلیل ما کمک نمیکند. ضمن اینکه حجم خبرها به حدی زیاد شده که باید انتخاب کنیم کجاها لازم نیست به روز باشیم و کدام خبرها را می شود نخواند و کدام سایت ها را می توان چک نکرد و کدام شبکه تلویزیون را می توان ندید، بی آنکه هزینه ای به ما تحمیل شود...

از "وب سایت رسمی محمدرضا شعبانعلی"

 

 

دلنوشته: مدتی است که به مقوله ی شادی و شاد بودن در زندگانی زیاد فکر میکنم. اینکه چگونه میشود همیشه شاد بود، عمیق و از ته دل. دیروز در وبلاگ یکی از دوستان به این مطلب برخوردم که: "اگر آگاهانه طرحی در افکنده اید که از آنچه در توان شماست کمتر باشید، به شما هشدار می دهم که تا آخر عمرتان ناشادمان خواهید بود". و چقدر این گفته در مقوله ی شاد بودن در خور تأمل می باشد...

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٥

دوباره اون آهنگو بزن سام...

نمایش "دوباره اون آهنگو بزن سام" رو در سالن حافظ مجموعه تالار وحدت تماشا کردم. کاری کمدی نوشته ی وودی آلن که امیرمهدی ژوله، بهاره رهنما، پژمان جمشیدی و الناز حبیبی در اون بازی کردن. اسم این نمایش اشاره به جمله ی معروف همفری بوگارت داره که در فیلم کازابلانکا به پیانیست سیاهپوستی به اسم سام میگه. داستان مردی به اسم آلن که برای مجلات سینمایی مقاله مینویسه، در مقابل زنها اعتماد به نفس پائینی داره و سعی میکنه خودش رو اونجوری که نیست نشون بده. همسرش نانسی ترکش کرده و حالا دنبال یک دختر جدید برای دوستی میگرده. دوستش دیک به همراه همسرش لیندا تصمیم دارن به آلن کمک کنن تا دختر مناسبی برای دوستی پیدا کنه و چند نفری رو هم بهش معرفی میکنن اما هربار آلن خرابکاری میکنه و رابطه سر نمیگیره. در این بین همفری بوگارت هم رفیق خیالی آلنه و در افکارش رفت و آمد میکنه و با اون حرف میزنه و بهش خط میده و ماجراهای خنده دار و بامزه ای خلق میشه که تماشای اون خالی از لطف نیست. داستان رو خیلی دوست داشتم اما بطور کلی کار نمایش ضعیفی محسوب میشد، در طراحی دکور و لباس و حتی انرژی که بازیگرا برای اجرا گذاشته بودن. اما موسیقی متن زنده توسط یک گروه سه نفره از نقاط قوت نمایش محسوب میشد. مهتاب کرامتی عزیز و حسین پاکدل نازنین مهمانهای ویژه بودند و من رحیم نوروزی رو هم اونجا دیدم که بازیگر نمایش "مستأجر" در سانس بعد بود...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٥
تگ ها: تیاتر