خیاط...

بعد از مدتها یه فیلم زیبای حال خوب کن دیدم به نام "خیاط" محصول سال 2015. ژانر فیلم کمدی درام هستش و در یک سبک و سیاق فانتزی خوش آب و رنگی ساخته شده. ماجرای فیلم در یک شهر تخیلی در استرالیای دهه ی 50 اتفاق میافته. کیت وینسلت نازنین نقش شخصیت اصلی فیلم، دختری به نام "تیلی" رو ایفا میکنه که خیاط ماهریه و بعد از مدتها به شهر زادگاهش برمیگرده تا از افرادی که گذشته ی تلخی رو براش رقم زدند انتقام بگیره. فیلم رو ببینید، هم میخندید هم هیجانزده میشید و هم تا پای ریختن اشک پیش میرید...  

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٥
تگ ها: فیلم ، پیشنهاد

خدای کشتار...

رفتیم به تماشای نمایش "خدای کشتار" با بازی علی سرابی، نوید محمد زاده، ستاره پسیانی و مارال بنی آدم در "تئاتر مستقل تهران". نمایش نامه در سال 2006 توسط خانم "یاسمینا رضا" به زبان آلمانی نوشته شده و کارگردانی این اجرا هم به عهده ی علی سرابی بود. تئاتر مستقل تهران واقع در خیابان رازی در ضلع شرقی پارک دانشجو و بسیار نزدیک به تئاتر شهر، به لحاظ سن اجرا و جایگاه تماشاگران و وضعیت نور و صدا سالن مناسبی بود. امیر جعفری و ریما رامین فر هم به تماشای این نمایش آمده بودند. 

ماجرا از این قرار است که پسر یازده سالهٔ خانوادهٔ رایل با چماق زده است دو دندان هم‌کلاسی خود را شکسته است. خانوادهٔ رایل برای دل‌جویی و رسیدن به تفاهم به خانهٔ خانوادهٔ هویل می‌آیند. در آغاز روابط بسیار متمدنانه است اما کم‌کم خشونت موجود در روابط و وحشی‌گری نامتمدنانه‌شان بروز می‌کند و وضعیتی بسیار کمیک و در عین حال تأسف‌بار به‌وجود می‌آورد.

من بازیها رو خیلی دوست داشتم و در مجموع بسیار لذت بردم. طراحی صحنه و لباس بازیگران بسیار زیبا و دلنشین بود که بعداً فهمیدم کار خانم آتوسا قلمفرسایی معروف بوده. این نمایش قبلاً هم چندین بار با کارگردانی و اجراهای افراد دیگه مثلا بهاره رهنما و بهنام تشکر و الهام پاوه نژاد و اشکان خطیبی و سیما تیرانداز و ... به روی صحنه رفته بوده که خب قسمت ما تماشای این اجرا بود. 

بلیت رو میتونید از سایت تیوال به قیمت 25، 30 و 35 هزار تومان بسته به جایی که برای نشستن انتخاب میکنید، تهیه کنید.  

 این نکته رو هم بگم که خانم مارال بنی آدم در واقع همسر آقای علی سرابی هستند. زوجی بسیار هنرمند و دوست داشتنی که میتونید در اینستاگرام هم دنبالشون کنید: maral_baniadam@ و alisarabi@

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٥
تگ ها: تیاتر ، پیشنهاد

زنان و زندگی...

شماره ی یک مجله ی "زنان و زندگی" بطور اتفاقی بدستم رسیده بود و میخواندمش. در مطلبی تحت عنوان "اینستاگرام، پنجره ای به دنیای زنان" راجع به چند نفر خانم که پیج های اینستاگرام فعال و مثبت و موفقی دارند و نوع عکسهایی که در پیجشان می گذارند و تعداد فالوورهایشان گزارشی نوشته بود. یکی از آنها دخترخانمی است به نام شادی که در استرالیا زندگی میکند و درس میخواند و اتفاقا من عکسهایش را خیلی دوست دارم و دنبالش میکنم. کنجکاو شدم که آیا خودش از انتشار این مطلب اطلاع دارد یا خیر. پیغام فرستادم و حتی از آن صفحه ی مجله عکس گرفتم و برایش ارسال کردم. بی خبر بود، کلی خوشحال شد و تشکر کرد. با هم رفیق شدیم و برای هم آرزوی موفقیت کردیم.  دوست داشتید دنبالش کنید: shadiyannn@

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٥

پت لاک پاک کن، پت پستچی...

95% خانم های فروشنده داخل مترو پد لاک پاک کن هم می فروشند. 95% از آن 95% به پد لاک پاک کن میگویند پت لاک پاک کن. حتی خیلی از مسافرین هم که قصد خرید دارند این اشتباه را مرتکب می شوند. من هربار یاد "پت پستچی" میافتم از برنامه های کودک دوران بچگیمان و کلی خنده ام میگیرد. بطور کلی اشتباه در تلفظ و بیان کلمات از مواردیست که خیلی متأسفم میکند...  

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٥
تگ ها: در شهر

افسانه ببر...

 یک سرباز چینی برای شرکت در راهپیمایی بزرگ چین از منچوری حرکت می کند اما در میانه ی راه در درگیری با سربازان دشمن زخمی شده و از ادامه مسیر بازمانده و توسط رفقا و هم پیمانان کمونیستش به امان خدا رها می شود. درگیر سیلاب عظیمی شده و به سختی می تواند جان خود را نجات دهد. به امید نجات به غاری پناه می برد اما آنجا با ماده ببری رو به رو می شود و این خود شروع ماجرایی است سراسر آکنده از تخیل. سرباز گاه به عنوان راوی و نقال ماجرا را روایت می کند و گاه با بازی در روایتی که خود آن را نقل میکند صحنه های خنده دار و هیجان انگیزی را پیش چشم تماشاگر تصویر میکند. این نمایش یک اجرای کمدی تک نفره ست و به نوعی نقالی چینی به شمار میاید.

 

 

 

من و آقای همسر به تماشای این نمایش زیبا در "تئاتر باران" در خیابان فلسطین رفتیم و خیلی لذت بردیم. هدایت هاشمی در نهایت هنرمندی یک ساعت تمام به تنهایی اجرا رو اداره کرد و دیالوگ گفت و با چند لهجه ی مختلف به جای زن و مرد و بچه و از زبان ماده ببر و توله اش حرف زد و بالا و پایین پرید. اشارات و کنایات سیاسی هم در طول اجرا زیاد بود که تماشاچی هارو از ته دل به خنده می انداخت. خانم لاله اسکندری رو هم در مجموعه تئاتر باران دیدیم. دوره ی اجرای این نمایش تا 30 خرداد تمدید شده و هرشب ساعت 22:15 در جریانه. قیمت بلیت برای هر نفر 20هزار تومن هستش که البته روزهای یکشنبه با 40% تخفیف به قیمت 12هزار تومن میشه تهیه کرد. ما هم روز یکشنبه رفتیم. تئاتر تجربه ی دوست داشتنیه اینروزهای منه، پیشنهاد میکنم اگر موقعیتش رو دارین تماشای این نمایش رو در این روزهای پایانی از دست ندین...

  
نویسنده: نیکو ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٥
تگ ها: پیشنهاد ، تیاتر

زنان فرا آشپزخانه ای...

به ما میگویند "زنان فرا آشپزخانه ای". ما دربند و اسیر غذای جسم نیستیم. ما اهل غذای روحیم. کتاب زیاد میخوانیم. فیلم های ناب و درجه یک می بینیم. متن شعر موسیقی را می شنویم. ما همواره به دنبال آموختنیم.

ما سفر را به مهمانی، کتاب خواندن را به دیدن سریال، گوش سپردن به موسیقی را به حرف زدن با تلفن، ورزش را به ولع غذا خوردن ترجیح میدهیم. ما با سازی که دلمان می نوازد می رقصیم. شادیم و از زندگی لذت میبریم.

ما عمرمان را برای پختن مرصع پلوی چند رنگ در آشپزخانه سیاه و مویمان را برای درست کردن آخرین دسر سال و چیدمان به روزترین میز دنیا سپید نمی کنیم و برای شنیدن تعریف و تحسین زنان فامیل تن به خودکشی نمی دهیم. ما مهمانی های دورهمی را برای غیبت کردن پشت سر فامیل شوهر و حدس زدن پایان سریال های ترکیه ای برگزار نمی کنیم. ما ولع غیبت کردن نداریم و اصراری به درآوردن چشم زنان فامیل با مهمانی دادن و نمایش دادن خودمان نداریم.

ما جراحی زیبایی نمی کنیم چراکه باور داریم یک زن در معنای واقعی زن زیباست. ما برای دل خودمان و نشاط روحمان خود را می آراییم. چه با یک ماتیک قرمز آتشین چه با یک شاخه گل چیده شده از اولین درختچه ی سبز شده سر راهمان.

ما به تناسب اندام، نشاط روح، چهره ی خندان و ظاهری آراسته معتقدیم. ما "زنان فرا آشپزخانه ای" از آراستن خود لذت میبریم. چراکه معتقدیم ما را به ذات زیبا پسندمان در ازل متصل می کند.

ما همیشه برای رفتن به کنسرت، سینما، سالن های ورزش، استخر و پیاده روی و از همه مهمتر برای خرید کتاب وقت و حوصله و انرژی و پس انداز ذخیره شده داریم.

ما همیشه وقتمان را صرف رسیدن به خودمان، روحمان، شادابی مان، طراوت و جوانی مان میکنیم. بهترین و شادترین لحظاتمان را با همسرمان می گذرانیم. تفریح های دونفره را به هر خوشگذرانی دیگری ترجیح می دهیم. چمدان های ما همیشه بسته و آماده ی سفر است.

در رستوران و کافه با دوستان مان قرار می گذاریم و از سفارش خوردنی های جور واجور و حرف زدن راجع به آخرین سفرمان، آخرین کتابی که خوانده ایم، آخرین فیلمی که دیده ایم و جالب ترین آدم هایی که اخیراً ملاقات کرده ایم لذت می بریم.

ما عاشق خندیدن و گریه کردنیم. ما احساساتمان را همانگونه که باید بیان می کنیم. ما اشک شوق می ریزیم، احساساتی می شویم، قربان صدقه می رویم و دلتنگ می شویم. عصبانی می شویم، فریاد می زنیم. آرام می شویم.

ما "زنان فرا آشپزخانه ای" دشمن قسم خورده ی همه ی مردان روی کره ی زمین نیستیم. چراکه مردان را اهریمن نمی پنداریم و برایشان احترام قائلیم.

ما "زنان فرا آشپزخانه ای" معتقدیم که همه ی ما اول انسانیم بعد زنیم یا مرد، ما برای انسان بودن خود ارزش قائلیم. ما در تعاریف از پیش تعیین شده زن بودن نمی گنجیم. زنانی هستیم برآمده از عمق وجود زن. ما آزادیم و عمیقاً زندگی میکنیم. از آزادی خود لذت می بریم. ما فارغ از حسرت ها و گره های کور تعریف شده برای زنانیم...

 

 

از کانال تلگرام "دیده بان زنان"، دکتر زهرا کمال آرا  telegram.me/zananwatcher

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٥