october sky...

در سال ۱۹۵۰ در شهری کوچک در آمریکا که تمام اهالی آن در یک معدن زغال سنگ کار می کنند، پسری بنام "هومر هیکام" که نمیخواهد در آینده مانند پدرش و تمام مردان شهرش کارگر معدن بشود، با الهام از پرتاب اولین ماهواره به فضا سعی می کند راکت کوچکی بسازد و همراه سه نفر از همکلاسی هایش و با تشویق های بسیار خانم معلم مهربانشان  آن را به هوا بفرستد. فیلم "آسمان اکتبر" بر اساس داستان واقعی ساخته شده و تمام امید و تلاش این پسران جوان را علی رغم مخالفتها و کارشکنیهای بزرگترها به زیبایی به تصویر میکشد. فیلمی بسیار زیبا که من را هیجان زده کرد و در انتها اشک را از چشمانم سرازیر کرد...


 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤
تگ ها: فیلم

اینترنت سیمکارت خر است...

خیلی هم خر است. و استفاده از آن پیری زودرس و اعصاب خوردی مزمن می آورد. و مرگ را تعجیل میکند. و شما اصلا در این موضوع شک نکنید که 3G و 4G و نوترینو و سایر کوفت و زهرمارهای قس علی هذا دروغهای خنده داری بیش نیستند، جدیشان نگیرید. از ما گفتن بود...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤
تگ ها: انرژی منفی

سنبل...

در ایام نوروز امسال پدر همسر جان یک گلدان سنبل بنفش زیبا برای ما خریده بود که متاسفانه گلهای آن خیلی زود شروع کرد به پلاسیده شدن. قبلا شنیده بودم که پیاز سنبل را پس از اینکه گلها و برگهای آن بطور کامل خشک شد میتوان از خاک خارج کرده و درجای خنک و تاریک نگهداری کرد، پاییز دوباره پیاز را در گلدان میکاریم، با آبیاری منظم جوانه زده و مجدد گل میدهد. امتحان میکنم ...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤

ایام نو می شود...

عجب سوت و کور شده اینجا قهر برعکس پارسال که دور و بر عید، قبلش و وسطش و بعدش، کلی پست های شاد و پرانرژی داشتم هورا روزای آخر سال توو شرکت واقعا سرم شلوغ بود کلافه به هیچ کاری نرسیدم. کلی برنامه داشتم واسه شیرینی پختن و تخم مرغ رنگ کردن و تزئین عیدی ها و خیلی چیزای دیگه که هیچ کدوم انجام نشد نگران و البته اینستاگرام هم که شده تمام دنیای مجازی ما اینروزها، در بی رونقی وبلاگ جانم بی تاثیر نیست عینک به هر حال. سال نو مبارک قلب سال جدید، ایده ها و برنامه ها و آرزوها و قول و قرارهای جدید خیال باطل امیدوارم در سال پیش رو همه به آرزوهاشون برسن فرشته و منم فیلدهای ایستاگرام و وبلاگم رو بطور کامل از هم جدا میکنم تا به هردوشون برسم بدون مطالب تکراری البته چشمک هفته اول نوروز رو شمال بودیم. جای همه دوستان خالی خوش گذشت. هوا سرد و ابری بدون باران بود استرس و ترافیک هم که وحشتناک بود عصبانی هفته دوم رو هم به مختصر دید و بازدیدها پرداختیم و من با وجودیکه مرخصی گرفته بودم اما از اونجائیکه کارمند نمونه ی اسلام و مسلمین هستم و دلم برای کارم پرمیکشه یول امروز اومدم سری بزنم و بر اوضاع و احوال سرکی بکشم و میرم تا شنبه ی آینده که رسما کار شروع میشه و روز از نو و روزی از نو ابرو اونجور که دلم میخواست نرسیدم فیلم ببینم در این تعطیلات ایشالا که در این چند روز باقیمانده بتونم جبران کنم. باز میام و مرتب مینویسم با یک دنیا انرژی مثبت بغل

ایام را مبارک باد از شما، ایام می آید تا به شما مبارک شود، مبارک شمائید (شمس تبریزی)

و من دلم میخواد اضافه کنم که: لحظه ها می آید تا به ما شاد شود، شاد مائیم لبخند

 

پی نوشت: هفت سین 94 منزل ما، چهارمین هفت سین مشترک من و همسر جان...

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤