خانوم...

فیلم "خانوم" رو دیدم. یک داستان سه اپیزودی با محوریت خانومهای قهرمان. قصه ی اینکه مردها ضعیف اند و از موقعیت خود فراری. یکی از دست بدهکاران با مهاجرت به خارج از کشور و تنها گذاشتن همسر و فرزندش، یکی از بی پولی با پناه بردن به مستی، و یکی از معلولیت جسمی با اقدام به خودکشی. همه به دنبال فرار هستند و در این میانه زن مظلوم است و قهرمان و ایستاده و استوار. بد نبود، دوست داشتم. و چقدر خندیدم وقتی دیدم که سوپر مارکت ها "خانوم" می فروشند و پوسترهای تبلیغاتی "خانوم رسید" را پشت در نصب کرده اند. ما به کجا می رویم؟؟؟!!! نیشخند

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۳

خنده هات سبزه ی عیدن...

اینم از اون حرفهاست که امسال مد شده. اینکه سبزه سبز کردن باعث حروم شدن گندم و عدس و سایر دانه های با ارزش و استراتژیک مملکت میشه و حیف و حروم میشه و به اقتصاد مملکت ضربه میخوره و ممکنه زمین بخوریم و این داستانها! صبح خانوم گوینده ی شاد و شادان رادیو میگفت بیاین بجای سبزه سبز کردن یک شاخه گل یا یه گلدون سبزیجات بذاریم سر سفره ی هفت سین! نه عزیز دلم مشکل این چیزا نیست و با سبزه سبز نکردن هم چیزی تغییر نمیکنه. هفت سین بدون سبزه، هفت سین نمیشه...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۳

تجریش ناتمام...

فیلم "تجریش ناتمام" رو دیدم. "سرور" و "امیر" با بازی شقایق فراهانی و محمدرضا فروتن که در دوران دانشجویی عاشق هم بودند و به هم نرسیدند، بعد از بیست سال قرار میگذارند و همدیگر را می بینند و یکروز را با هم و با خاطرات سالهای پرشور دانشجویی در کوچه و بازار تجریش میگذرانند و به دیدار دوستان مشترک اکیپ دانشجوییشان که همه اهل شعر و هنر و تئاتر بودند می روند. هرکس اما حالا دغدغه های خودش را دارد و سخت درگیر زندگی شده. شوهر سرور ده سال پیش فوت کرده و حالا با پسرش زندگی میکند، و شاید خیلی بدش نیاید که این قرار و دیدارها را با امیر ادامه بدهد. امیر اما همسر و دو فرزند دارد. همسری که چند بار هم تلفن میزند و اتفاقا درست زمانی که امیر و سرور مشغول کباب خوردن و زیر و رو کردن خاطرات هستند از امیر جواب میشنود که: در یک قرار کاری هستم. در نهایت آخر شب خداحافظی میکنند و از هم جدا میشوند، هرکس میرود پی زندگانی خودش. فیلم خیلی مورد علاقه ی من نبود. و سوال اینکه آیا می شود بعد از گذشت بیست سال عشق روزگار جوانی همچنان آنقدر زنده باشد که باعث شود امیر به پهنای صورتش اشک بریزد؟؟؟!!!

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳

مختصر و مفید نامه ی روزهای پایانی سال...

روزهای آخر سال مثل برق و باد داره میگذره. روزهایی دوست داشتنی با حال و هوایی خوب. روزهای خرید و خونه تکونی و بدو بدوهای الکی و ترافیک ماشین و آدم و حراج و یکهویی دیدن درختای شکوفه زده، ایده های سفره هفت سین و پذیرایی عید یا برنامه سفر و گشت و گذار و شایدم تهران گردی. سایه ی سنگین اینستاگرام هم که بر سر همه ی شبکه های اجتماعی علی الخصوص وبلاگ ها افتاده،‌ کاملا مشخصه، بنده و وبلاگم هم از این قاعده مستثنی نیستیم. به هر حال. ویژه نامه نوروز 94 همشهری داستان اومده،‌ اگر علاقمندین تهیه کنین. امروز هم روز جهانی زنان هستش، لوگوی مناسبتی google رو ببینید. خوش باشین و سلامت و مواظب خودتون و عزیزانتون و لحظه های قشنگتون باشید...

 

پی نوشت: follow me on instagram: niloofar ghasemi ماچ

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳

ما در آخرین کنسرت سال فرزاد فرزین...

دیشب به همراه آقای همسر رفتیم تالار وزارت کشور و در آخرین کنسرت سال 93 فرزاد فرزین حضور به هم رسوندیم. خیلــی خوش گذشت، بسیار شاد و پر انرژی بود. قشنگترین قطعه هاش رو که من خیلی دوست دارم  مثل "ماه عسل" و "برگرد" و "بچه" و "قطار" و "دونه دونه" و خلاصه همه قشنگ هاش رو اجرا کرد و ما لذت بردیم. ملت هم که ماشالا همه یه پارچه شور و نشاط، سالن رسما روو هوا بود. یه دختره به نظرم سنین راهنمایی، درست پشت سر ما نشسته بود و از اول تا آخر یک ریز جیغ زد و یک مقدار رو اعصاب بود که به هرحال تحملش کردیم. گروه سون، مهدی مدرس، حسام نواب صفوی و مهدی سلوکی هم به عنوان مهمانان ویژه در سالن حضور داشتن که مورد تشویق بسیار جمعیت قرار گرفتن. تجربه ی فوق العاده ای بود قلب

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳

صرفا جهت اطلاع...

پارسال همین روزا بود که ما رفتیم به تماشای تئاتر "شکلک" که حقیقتا بی نظیر بود و تماشایی. حالا قراره فیلم-تئاتر این نمایش بصورت cd و البته محدود توسط سایت تیوال توزیع بشه. اگر از علاقمندان تئاتر هستین این نمایش فوق العاده رو ازدست ندین. از ما گفتن بود... 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳

ما و انارگل و بازار گل...

در راستای پست قبلی یه نکته جالب عرض کنم خدمتتون یول پنجشنبه عصر بعد از شرکت، من و همسر جان رفتیم فروشگاه "انار گل" در میدون ولیعصر تا گشت و گذار و خریدی داشته باشیم مژه روز جمعه که ما بازار گل بودیم این آقا و خانوم محترم که تصویرشون رو می بینید اونجا میون غرفه های گل میگشتن و یه نفر دیگه با دوربین حرفه ای ازشون عکس میگرفت متفکر تیپ اینا جلب نظر کرد و من گفتم که لباسهای انارگل رو پوشیدن ابرو نگو که اینها دقیقا مدل های انارگل هستن و امروز که داشتم سایتشون رو چک میکردم دیدم این عکسهارو گذاشتن روی سایت نیشخند و همونطور که با فلش روی عکس اول مشخص کردم، ما دقیقا همونجا سمت راست خارج از کادر عکس ایستاده بودیم زبان من گلدون شمعدونی ام رو از همینجا خریدم... 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳

بازار گل محلاتی...

جمعه صبح زود همت کردیم و با آقای همسر رهسپار شدیم به سمت بازار گل محلاتی، واقع در اتوبان محلاتی، بلوار کوثر. نمیدونم تابحال اونجا رفتین یا نه ولی اگه نرفتین بشتابین و حتما برین که واقعا زیباست و دیدنی. انواع و اقسام گل و گیاه و گلدون و درخت و درختچه اونجا هست، یکی از میادین اصلی گل در تهرانه که هر روز صبح گل فروشا میرن بصورت کلی از اونجا خرید میکنن. و البته روزای تعطیل عموم مردم هم حضور فعالی به هم میرسونن. قیمتها خیلی خوبه و کیفیت گل و گلدونی هم که میخری بسیار عالیه. یه بخش مجزا هم مخصوص فروش ادوات تزئین گل و سنگ و روبان و پایه  و سبد گل و اینها داره که واقعا کامله و برای کسانی که در زمینه کارهای هنریه دستی فعالیت دارن خیلی خوبه. بویژه که نزدیک عیده و کلی وسایل تزئین سفره هفت سین هم آورده بودن. اینکه اینهمه تعریف میکنم الکی نیستا، اونجا همه چی در یک کلام بی نظیره. من که اونقدر سرخوش و هیجان زده بودم نتونستم عکسهای خوبی بگیرم، و فقط سعی کردم از زمان اونجا بودن نهایت استفاده رو ببرم و لذت ببرم. در هر صورت چندتا از عکسهارو در زیر می بینید:

پامچال های دوست داشتنی:

گلهای بابونه و یه گلهایی که اسمشون رو نمیدونم:

گلدون های کوچولوی توت فرنگی:

کاکتوس های محبوب من:

شمعدانی های نازنین:

و این گلهای بهاری باغچه ای بی نظیر:

و این هم ماحصل گشت و گذار ما قلب 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اسفند ۱۳٩۳

تحولات جهان بینی...

چند لحظه تامل متفکر متفکر متفکر

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۳