نگاهی نو به واژه ی عدالت...

یه قانون خیلی مهم نانوشته ولی محقق و جاری وجود داره که میگه آدما به اندازه ی شایستگیشون دریافت نمیکنن، بله به میزان پررویی و نفوذ و قدرتشونه که دریافت می کنن. جایگاه عدالت هم که معلوم نیست کجاست این وسط. و این قانون دل آدمو به درد میاره...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: انرژی منفی

روابط کارمندی، کارفرمایی...

چرا کارفرماها فکر میکنن از کارمندا خیلی برتر و بالاترن؟ چرا بخاطر حقوقی که به کارمندا میدن، در ازای کاری که کارمندا براشون انجام میدن البته، فکر میکنن اجازه دارن هرطور دلشون خواست حرف بزنن و رفتار کنن؟ چرا از بالا کارمنداشونو نگاه میکنن؟ چرا خودشونو در موضع قدرت احساس میکنن؟ چرا حس میکنن کارمندو خریدن؟ روح و روان و شخصیت و زمان و غرور و اعتقادات و کل زندگیشو؟؟؟

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: دل نوشته

...

از یه جایی به بعد دیگه اسمش سادگی نیست. خریته. از یه حدی که بگذره دیگه دل سوختن داره. زمان زیادی بگذره و چشم باز کنی ببینی کلی زحمت کشیدی ولی به اونچه حقت بوده نرسیدی.کلی موقعیت بوده که از دست دادی، کلی فرصت بوده که خراب کردی، کلی کارا میتونستی بکنی و نکردی. الان شدیدا احساس آدمی رو دارم  که هیچوقت به حقش نرسیده. حس خیلی بدیه...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: انرژی منفی

چرخه ی مشکلات در زندگی...

بله اینم یک نوع نگاه به مشکلات در زندگیه. بسیار هم آرامش بخش و منطقیه البته تشویق

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: just fun

شب آرزوها...

اولین شب جمعه ی ماه رجب، شب آرزوها، و خدایی که آرزوهای دلم را خوب میداند...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: مناسبتها

تهران 1500...

دوستی لطف کرد و بلیت مهمان فیلم تهران 1500 رو به ما داد. از این بلیتایی که باهاش دونفر میتونن فقط یه بلیت بخرن و فیلمو تماشا کنن، من و آقای همسر هم از فرصت استفاده کردیم و بعد از مدت ها رفتیم سینما. آخه این چی بود، موضوعش خیلی پرت و پلا و بی سر و ته و  مسخره بود. اینا که زحمت کشیدن و کلی هزینه کردن و وقت گذاشتن و به اصطلاح اولین فیلم انیمیشن ایرانی رو درست کردن کاش یه کم هم به داستان فیلم اهمیت میدادن و یه داستان سر و ته دار انتخاب می کردن. باعث تأسفه. حیف وقت...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: سی نما

چند تایی ها...

اینایی هستن که دو سه تا سیم کارت فعال دارن، همونایی که چندتا آی دی مسنجر دارن، چندتا پیج توو فیس بوک دارن، همیشه از اسم مستعار استفاده میکنن و خلاصه از همه چیزایی که باید یه دونه داشته باشن چندتا دارن، اینا آدمای خطرناکی هستن. باید ازشون ترسید...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: حرف حساب

the notebook...

فیلم the notebook (دفتر خاطرات) رو دیدم. محصول 2004 آمریکا. داستان کاملا تکراری و کلیشه ای اما فیلم بسیار دوست داشتنی و آروم و خوش آب و رنگ و بازیگر نقش آلی رو خیلی دوست داشتم که با یه سرچ فهمیدم اسمش Rachel Anne McAdams هستش و بنظرمن مملو از انرژی مثبت بود...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: فیلم

یکی میخواد باهات حرف بزنه...

دیشب فیلم یکی میخواد باهات حرف بزنه رو دیدم. موضوعش متفاوت و جالب بود. دوست داشتم...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

مادر...

چرا همیشه با اندکی تأخیر بهمون ثابت میشه که مادرمون حق داره و درست میگه؟؟؟ چرا مادرمون همیشه درست میگه ولی ما گوش نمیکنیم تا به خودمون ثابت بشه که درست میگفته؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: دل نوشته

how others see us is not important...

مهم نیست که دیگران مارو چه جوری می بینن. جوری که ما خودمون رو می بینیم اهمیت داره و همه چیزه...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: just fun

bad teacher...

فیلم bad teacher رو دیدم. کاملا سرگرم کننده و مفرح. لذت بردم...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: فیلم

باغ پرندگان تهران، عالی، فوق العاده...

امروز رفتیم باغ پرندگان تهران، لویزان. عالی بود. فوق العاده زیبا و دیدنی و بی نظیر بود. دستشون درد نکنه واقعا کار سخت و حرفه ای انجام دادن. یه عالمه پرنده رو یکجا دیدن بنظر من خیلی هیجان داره. کبک، بلدرچین، فلامینگو، پلیکان، طاووس های سبز و سفید و خیلـــی پرنده های دیگه. من که واقعا لذت بردم. علاوه بر انواع و اقسام پرنده های زیبا، محیط اونجاروهم بسیار زیبا درست کرده بودن و حتی گل و گیاهایی که کاشته بودن هم خاص و کمیاب بود. جالبترین قسمت ماجرا این بود که علاوه بر پرنده هایی که ناچارا توو قفس گذاشته بودن کلی از پرنده ها آزاد بودن و دوروبر بازدید کننده ها آزادانه می پلکیدن. چیزی نمیتونم بگم جز اینکه وقتو تلف نکنین، تا هوا گرم نشده زود برین و از این بهشت زیبا دیدن کنین. یادتونم باشه از ساعت 9 صبح تا 7 شب بیشتر بلیت نمیفروشن و اونجا یه 4، 5 ساعتی زمان میخواد واسه بازدید...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: یه جاهایی

تخم گل...

اینم یه نمونه ی نادر تخم گل که به تازگی کشف شده!...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: just fun

بی خداحافظی...

فیلم بی خداحافظی رو دیدم. اااای، بد نبود. فقط اونجا که جوونا جلوی بیمارستان شمع روشن کرده بودن و شعر رضا صادقی رو میخوندن نمی دونم چرا بی اختیار اشکم سرازیر شد، صحنه تأثیر گذار بود و البته به نظرم تو بامنی از قشنگترین آهنگای رضا صادقیه. حیف، محمدرضا فروتنم دیگه نشونی از گذشته ی پرفروغش نداره، و کاش یه نفر پیدا میشد به شقایق فراهانی میگفت  که ابروهاش زیادی پهن و مصنوعیه، بهش نمیاد...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: فیلم

بی اعتماد به نفسها...

به نظر من قابل ترحم ترین آدمها اونایی هستن که به ارزش وجودی خودشون واقف نیستن و دیگران بیش از خودشون قدرشون رو میدونن. قابل ترحم ترین آدمها، بی اعتماد به نفسها هستن...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: حرف حساب

حسابداری...

یه ضرب المثل قدیمی احتمالا چینی هست که میگه: به تعداد حسابدارای روی زمین شیوه و روش حسابداری وجود داره. پس هیچوقت سعی نکنید بین دوتا حسابدار به اتفاق نظر برسین. هیچ حسابداری کار حسابدار دیگه رو نه میفهمه و نه قبول نداره...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: حرف حساب

بعله، بعلـــه...

هرگز نا امید نمی شوم، شما هم...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: just fun

وقتی به تمام باورها و دلخوشی های کوچک تو گند می زنند...

وقتی تمام تلاشتو میکنی تا همه چی خوب باشه، وقتی سعی میکنی رضایت همه جلب شده باشه، وقتی خودت بار خیلی مشکلات و سختیهارو به دوش میگری تا دیگران حتی احساس نکنن کمی و کاستی و ضعفی هم وجود داره، وقتی به شدت وحشت داری از اینکه مبادا تصویری که از تو در ذهن دیگران هست خدشه ای برداره، وقتی خودت همیشه اولویت آخر هستی، وقتی...

خیلی سخت و بی رحمانه ست که یه نفر با چندتا جمله نامربوط و سنگین، و قضاوت غیرمنصفانه، سرتاپای وجودت رو زیر سوال ببره و با اظهار نظرهای بی ربط و کج فهمیها و برداشت های غلط همیشگی و سرکوب و تمسخر سرخورده ت کنه و تو بدون اینکه تفهیم اتهام بشی آماج حملات و حرفها و فشارها قرار بگیری. من دیگه ذره ای انرژی و انگیزه ندارم. سیرم از زندگی. حالم از همه ی دور و بریام (نه دقیقا همه) بهم میخوره...

 

(بدون تصویر)

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: انرژی منفی

امید، آه، امید...

یه وقتایی که حالم هیچ خوب نیست و اضطراب و استرس دارم و حالم از زمین و زمان بهم میخوره و با فلسفه ی وجودی خودم مشکل پیدا میکنم، یهو یه اتفاقی میافته، یه حرف خوب، یه صحنه زیبا، یه sms ناگهانی، یه خبر غیر منتظره، یه خوراکی خوشمزه، و حالم دگرگون میشه. امروز از اون وقتا بود و من کار بانکی داشتم، شمارمو که خوندن، پشت باجه که رفتم، زیر شیشه میز خانوم صندوقدار، یه بیت شعر با خط خوش نوشته شده بود:

دقــــــایقی ز زمــانه هنــــوز در پیش است

که از سراسر بگذشته ارزشش بیش است

همین. و حال من خوب بود... 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: انرژی مثبت

زن بودن...

زن بودن کار مشکلی است. می بایست همانند یک بانو رفتار کرد، مانند یک مرد کار کرد، مثل یک خانوم جوان به نظر رسید، و همتای یک خانم مسن فکر و تدبیر کرد. روز زن مبارک...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: مناسبتها

در جستجوی ناکجا آباد...

فیلم در جستجوی ناکجا آباد، finding neverland، رو دیدم. ساخته سال 2004 به کارگردانی مارک فوستر. کیت وینسلت و جانی دپ بازیگرای اصلیش بودن. فیلم آرومو دوست داشتنی، بر اساس زندگی واقعی جیمز بری نویسنده کودکان ساخته شده. خوشم اومد...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: فیلم

به پای هم پیرشدنها...

راست میگن آدما که پیر میشن مثل بچه ها میشن. امروز توو اتوبوس یه خانم مسن محترمی کنارم نشسته بود و شروع کرد به حرف زدن و درد دل کردن. گفت که شوهر پیرش آلزایمر داره و داره میبردش دکتر. نشونده بودش رو یه صندلی توو قسمت مردونه. بیچاره پیرمرد دم هر ایستگاه بلند میشد و به خانومش نگاه میکرد تا ببینه باید پیاده بشن یا نه. چشمای پیرمرد پر از ترس و وابستگی و قدرشناسی بود. انگار اون پیرزن تمام دنیاش بود و بدون اون توان هیچ کاریو نداشت. مثل یه بچه ی کوچیک ناتوان که وجودش به وجود مادر وابسته ست. و پیرزنم با عشق و محبت بهش نگاه میکرد و انگار حمایت و مراقبت از پیرمرد وظیفه ای بود که میخواست با جون و دل و به بهترین نحو انجامش بده. بلخره به مقصد رسیدن پیاده شدن و درحالیکه دست همدیگه رو گرفته بودن رفتن. اینجور صحنه ها خیلی تحت تأثیر قرارم میده. با خودم فکر کردم اگه یه روز بلایی سر یکیشون بیاد عاقبت اون یکی چی میشه؟ اصلا چجوری میشه که دو نفر سالیان سال باهم زندگی میکنن و خسته نمیشن از هم و سرنوشتاشون اینجوری به هم گره میخوره؟ براشون آرزوی سلامتی کردم و آرزو کردم خدا هیچوقت پیرزن پیرمردای باهم رو تنها نکنه.

به سلامتی همه اونایی که به پای هم پیر شدن ولی از هم سیر نشدن...

 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: دل نوشته

گرانمایه، ما گوش دراز نیستیما...

از آدمایی که صاف و صادق نیستن بدم میاد. اینایی که شیله پیله دارن. اینایی که روابط پشت پرده دارن. اینایی که حرف و عملشون باهم نمیخونه. همینایی که به هرقیمتی شده به مقاصد خودشون دست پیدا میکنن و عین خیالشونم نیست. یکی نیست بگه بابا، آخه با ما دیگه چرا؟ چی فرض کردی مارو؟ دستت پیش ما روئه عزیز دلم...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: حرف حساب

حرام خواری...

هنوز نمیخوام باور کنم که کسی بتونه به این راحتی حق آدم رو بخوره و یه آبم روش. هنوز امیدوارم که هیچوقت به این باور نرسم. هنوز به خودم زمان میدم که باور نکنم. هنوز،،، صبر میکنم هنوز...

 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

ADSL یا Dial up؟ مسئله این است...

گرفتاری شدیم بخدا. خیلی سال پیش، اونوقتا که هنوز ADSL نبود و انقدر همه گیر نشده بود و مام مثل خیلیای دیگه dial up کانکت میشدیم سرعت از ADSL حالا خیلی بهتر بود. فیلترینگ که هنوز کشف و ابداع نشده بود، همه ی سایتا باز بود و عکس میگرفتیم و فیلم و آهنگ دانلود میکردیم و خیلی کارای دیگه. الان dial up که اصلا حرفشم نزنیم بهتره. کرکره ی خنده ست که آدم بخواد dial up کانکت بشه. دچار فرسودگی تدریجی و پیری زودرس و مرگ ناگهانی میشه. ADSL ام خیلی بد شده. فاجعه ست. آخه آدم درد دلشو به کی بگه این مشکلات اینترنتو دیگه کجای دلش بذاره؟؟؟

 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢

Gambit...

یه فیلم کمدی و سرگرم کننده که موقع تماشا اصلا متوجه گذر زمان نمیشی. بازی colin firth هم در نوع خودش بامزه بود. بازیگر فیلم سخنرانی پادشاه که خیلی جدی و مغموم باعث خنده ی آدم میشه. دوست داشتم...

 

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها: فیلم

پاپیون...

آهنگی که جدیدا روی وبلاگم گذاشتم موزیک متن فیلم پاپیون هستش. فیلمی که من عاشقانه دوست دارم. فیلم آمریکایی محصول 1973 دقیقا ده سال قبل از اینکه من به دنیا بیام. تاحالا چندین و چند بار دیدم و بازم هروقت نشون بدن با علاقه تماشا خواهم کرد. واقعا نمیدونم چرا انقدر این فیلمو دوست دارم فقط میدونم که مسحور آهنگش هستم. این آهنگ در زمان خودش نامزد دریافت جایزه اسکار هم بوده...

 

  
نویسنده: نیکو ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢